تبلیغات
تنها نمون بیا اینجا Don't be alone, come here - قسمت هشتم داستان " حادثه گرم"

"آنچه میماند اثر ماست"

قسمت هشتم داستان " حادثه گرم"

نویسنده :M S.J
تاریخ:دوشنبه 7 دی 1394-07:05 ب.ظ

بازپرس دوباره پیپشو تو دهانش میذاره و به ماجرا فکر میکنه سربازی وارد اتاق میشه : جسارتاً قربان مگه شما ترک نکرده بودین"

بازپرس غرق در افکارش توجهی به سرباز نمیکنه. سرباز چند نفس عمیق میکشه و با تعجب میبینه پیپ خالی در دهان بازپرس است لیوان و قرص بازپرس رو روی میز میذاره و میره.

"خب باید مضنونین و کسانی که از سر به نیست کردن آقای فارز نفع میبرن رو از دیگر اشخاص جدا کنم تا به نفرات اصلی برسم. کار ساده ایه مسلمه که اولین وارث خانم ثورا و بچه بدنیا نیومدشونه -ولی این وضعیت خانم ثورا و معصومیتش حتی یک درصد شک تو دل آدم رو هم ناپدید میکنه کمااینکه روز حادثه تو شرکت بوده ولی خب جز مضنونینه- بعد شریکش که برادر ناتنیش و مادرناتنیش و... تلفن زنگ میخوره.."

دانیال با اضطراب همیشگیه که داشت دورو بر بیمارستان میپلکید ولی نمیتونست بره پیش ماری تصمیم گرفت حداقل تا جایی که میتونه بره و از حال ماری خبری بگیره. با مراسم تشیع جنازه شوهر ماری حالا دیگه دانیال احساس نزدیکی بیشتری میکرد و مثل آدمای مجنون حواسش پیش ماری بود.

تا اینکه چهره آشنایی میبینه که روز مراسم خاکسپاری کنار ماری بود و داشت از بیمارستان خارج میشد تصمیم گرفت از اون چیزی بپرسه ولی تا به سارا برسه اون سوار ماشینش میشه و دور میشه.

مادر ماری زنی دنیا دیده بود و خیلی صبور توی بیمارستان نمیدونست ناراحت باشه یا خوشحال که داره صاحب نوه میشه نوه ای که هر مادر و پدری چشم انتظارش هستن، پدر ماری دستای مادر رو فشار میده و میگه " عزیزم همه چی درست میشه ماری هم مثل خودت دختر مقاومیه". با چشمای همیشه مهربون آرامشی تو قلبش داشت که بزرگترین غصه ها از چشماش خونده نمیشد.

بازپرس در درگاه در قرار میگیره و حال ماری رو جویا میشه.

" با مسکن استراحت میکنه امروز روز سختی براش بوده".

"پس هنوز به هوش نیومدن"

"نه خبر تازه ای دارید باشه برای بعد .."

با ادای احترام از اتاق خارج میشه.

ماری چشماش نیمه باز بود و حرفای اطرافیان رو میشنید و عکس العملی نداشت نگاه ماری فرق کرده بود معصومیت نگاهش جاشو به چی داده بود؟





نوع مطلب : داستان  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 06:22 ق.ظ
I know this if off topic but I'm looking into starting my own blog and was curious what all is required to
get set up? I'm assuming having a blog like yours
would cost a pretty penny? I'm not very web
savvy so I'm not 100% sure. Any recommendations or advice would be greatly
appreciated. Cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر