تبلیغات
تنها نمون بیا اینجا Don't be alone, come here - قسمت چهارم داستان" حادثه گرم"

"آنچه میماند اثر ماست"

قسمت چهارم داستان" حادثه گرم"

نویسنده :M S.J
تاریخ:چهارشنبه 18 آذر 1394-03:27 ب.ظ

 دستای ماری داشتن میلرزیدن ضربان قلبش بالا رفت با شرکتش میخواست تماس بگیره ولی کسی شرکت نبود با همکاراش تماس گرفت هیچ کس بعد از اینکه برای یک قرار ملاقاتی از شرکت مجبور شده بره بیرون آرین رو ندیده.

تنها فکری که به ذهنش میرسه این بود که به پلیس خبر بده حضوری میره و پلیس برای پیدا کردن شخص مفقود شده اقدامات اولیه رو انجام میده. ماری روبه علت فشار وارده به بیمارستان میفرستن.

فردا صب با صدای زنگ تلفن از خواب بیدار میشه و حس میکنه تو خونستو همه این اتفاقا تو خواب افتاده ولی صدای گرستار اونو متوجه موقعیتش میکنه." بله ایشون تو بیمارستان هستن..حالشون رو به بهبود.. گویا  دیشب اینجا اومدن بله خودشون بیدارشدن با خودشون الو الو .. " ماری سریع سوال میکنه آرین بود شوهرم بود؟ پرستار یه آقایی بود قطع شد درست متوجه نشدم بیا خودت دوباره باهاشون صحبت کن حالا استراحت کن.

مأموری وارد میشه با حالت شرمساری:"خانم ماری ثورا؟ میتونم سوالاتی از شمابکنم؟ شما اطلاع جدیدی از ایشون ندارین تماسی و هرچیزی؟"

"نه جناب پلیس فقط تازه تماسی گرفته شد ولی اجازه بدین گوشیمو چک کنم انگار شماره ای  نیوفتاده؟"

" اگر مقاوم باشین موضوعی هست که باید حتما بدونید شاید در روند ماجرا کمکی بکنه این رو میشناسین؟"

یک شیء فلزی سوخته  که چیز زیادی ازش نمونده بود با نگرانی هرچه بیشتر چشمای ماری از پلیس سوال میکرد

"این چیه...نه "

"لطفا خوب نگاه کنید"

" سر نخی پیدا کردین؟ به شوهر من ارتباطی پیدامیکنه؟"

خب صبح زود ماشینی پیدا شده که احتمال میدیم ماشین شوهر شما باشه"

"احتمال؟ چرا ؟خود شوهرم کجاست حالش خوبه؟"

"آرامش خودتونو حفظ کنید ماشین کاملا سوخته ته دره ای پیدا شده  تنها شی ای که باقی مونده این بوده شاید ...."

صدا داشت کم تر کمتر میشد

"..  چون فلزی بوده به جا مونده تحقیقات ما ادامه داره و شما ..."

صدا کاملا از بین رفت و سوت عجیبی تو سر ماری پیچید.



نوع مطلب : داستان  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 04:32 ب.ظ
Definitely imagine that that you said. Your favourite justification appeared to be at the web the easiest factor to take note of.
I say to you, I certainly get annoyed while folks think about issues that they plainly do not understand about.
You controlled to hit the nail upon the top as
neatly as outlined out the whole thing with no need side effect , other
people can take a signal. Will probably be again to get more.
Thank you
vitamin e and foot pain
چهارشنبه 7 تیر 1396 02:04 ب.ظ
My brother suggested I would possibly like this blog. He was totally right.
This submit truly made my day. You can not believe simply how
so much time I had spent for this info! Thank you!
anniestengele.wordpress.com
جمعه 22 اردیبهشت 1396 08:07 ق.ظ
This is a topic that is near to my heart...
Many thanks! Where are your contact details though?
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 12:43 ب.ظ
We stumbled over here different page and thought I might as well check things out.
I like what I see so now i am following you. Look forward to looking at your web page repeatedly.
مدیر سایت لینوکس وب
چهارشنبه 18 آذر 1394 04:20 ب.ظ
وبلاگت خیلی عالی بود خیلی خوشم اومد ازش ارزشش داره براش وقت بگذاری بازدیدش بالا بره اما اگه یه روز بالا نیاد تمام زحماتت از بین می ره بهت پیشنهاد می کنم به وب سایت من سر بزن مطمئن باش ضرر نمی کنی موفق باشی دوست خوبم
پاسخ M S.J : سلام. ممنون از نظر و پیشنهادتون . شما هم موفق و پیروز باشین.
وحید
چهارشنبه 18 آذر 1394 03:38 ب.ظ
سلام گلم
وبلاگ خیلی خوبی داری، مطالبت عالین.
اگه دوست داشتی بیا تبادل لینک کنیم
فقط بیا و خودتو لینک کن ^_^
موفق باشی
پاسخ M S.J : سلام. خیلی ممنون وبلاگ شما هم عالیه، موفق باشین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر