تبلیغات
تنها نمون بیا اینجا Don't be alone, come here - قسمت دوم داستان " حادثه گرم"

"آنچه میماند اثر ماست"

قسمت دوم داستان " حادثه گرم"

نویسنده :M S.J
تاریخ:دوشنبه 16 آذر 1394-02:04 ب.ظ

روز بعد دختر جوان بعد ازمصاحبه کاری وقتی داشت از شرکت خارج میشد لباس شیکش به لوله فلزی کنار پیاده رو میگیره مختصری پاره میشه همینطور که به پارگی لباسش فکر میکرد صورتش یه مقدار حالت ناراحتی گرفته بود، متوجه مردی میشه که نگاه خاصی بهش میکنه مثل کسی که آشنایی رو دیده باشه دختر نتونست چیز زیادی دستگیرش بشه فقط دید که مرد جوان نیز داخل همون شرکت شد داشت تاکسی میگرفت که تلفنش زنگ خورد و خبر قطعی شدن استخدامشو بهش دادن کمی تعجب کرد، به این زودی!، از حرفای منشی میشد فهمید که مدیر عامل شخص سختگیریه و به این راحتی کسی رو استخدام نمیکنه.. به هر حال لبخندی از رضایت زد.

هفته بعد از استخدام مدیر عامل فوت میکنه و پسرش که گهگاهی بعضی از کارای شرکت رو انجام میداد جانشینش میشه ولی اوضاع شرکت بعد از رفتن مدیر عامل  و سر کار آمدن پسرش بد جور رقم خورد.

 توی شرکت خبر از ورشکستگی زمزمه میشد تا اینکه با یک شرکت معتبر قراردادی بسته شد که تا حدی از وخامت اوضاع کاسته بود و به این مناسبت مدیر جشن کوچکی گرفت تا هم روحیه کارکنان بهتر بشه و هم از کارمند جوان که عامل اصلی بسته شدن قرارداد بود،تشکر کند و هم شریک جدیدش رو به همه معرفی نماید. شریکش آدمی با چشمان ریز و اندام ریزش که هرلحظه به این طرف و آن طرف نگاه میکرد، عصبی به نظر میرسید مدام  با دستمالی عرق پیشونیشو پاک میکرد ولی با لبخند خاص خودش میخواست آروم به نظر برسد.کارکنان در حال گفتگو و خوش گذروندن زیر لب چیزهایی رو میگفتن و نگاههای پنهان مدیر به دختر جوان  نیز نقل مجلس شده بود و کم و بیش شنیده میشد که شاید سر و سری با هم دارن!

دختر جوان توی جشن حال خوشی نداشت ولی با این حال چهره زیبا و نگاه گیراش هنوز دل هر بیننده ای رو با خود میبرد اون شب، شب اون نبود از جمع کناره میگرفت و با تلفنش مکالمات کم و بیش طولانی هم داشت. حالت تهوع و سرگیجه باعث شد نتونه تا آخر جشن اونجا باشه و چند مرتبه هم به کمک دیگران رو پا ایستاده بود بقیه کارکنان این رو به حساب جلب توجه مدیر می گذاشتن و کمااینه اینطوری نگاهها و توجه مدیر بیشتر از پیش هم شده بود. دختر به اصرار مدیر و اطرافیان به مطب پزشک رفت و چند آزمایش داد.

طی هفته های اخیر دوباره اوضاع شرکت باز هم وخیم شده بود و تنها وجود دختر جوان از تنش مدیر کم میکرد توی این اوضاع نابسامان مشخص بود مدیر کاملا قالب تهی کرده و چهره بور اون به گچ شبیه شده بود، مدیر یاد شرکت فارز میافته که نتونست باهاشون قراردادی ببنده و پس دوباره از منشی میخواد پیگیری کند.

دختر جوان باز هم تهوع و سرگیجه گهگاهی به سراغش میامد و چند روزی بود که از گرفتن جواب آزمایش غافل شده بود. بعد از شرکت رفت سمت آزمایشگاه، نگاه زیر زیرکی پرستار بعد از دیدن برگه آزمایش عجیب به نظر میرسید. دختر جوان بعد از دیدن جواب آزمایش مو به بدنش سیخ شد ورنگش پرید و رعشه عجیبی تنش رو لرزوند حالا علت نگاه پرستار... چشماش کم سو شدن و پاهاش قوت ایستادن نداشتن با زانو روی زمین افتاد پرستار با عجله زیر بغل دختر رو گرفت و صدای پرستار احتمالا فشارتون افتاده براش آب قند بیارید تبریک میگم شما باردارید مادر شدین مادر... مادر... و تمام صداها توی گوش دختر می پیچیدن مادر... مادر ... دختر چشمهایش بسته شد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
feet issues
دوشنبه 27 شهریور 1396 05:05 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts on قسمت. Regards
feet complaints
شنبه 18 شهریور 1396 05:43 ب.ظ
It's going to be ending of mine day, however before ending I am reading this impressive piece of writing to improve my know-how.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 12:43 ب.ظ
I like the valuable information you provide in your
articles. I'll bookmark your blog and check again here regularly.

I'm quite certain I will learn a lot of new stuff right here!

Good luck for the next!
foot pain goes away and comes back
جمعه 16 تیر 1396 01:04 ق.ظ
First of all I want to say wonderful blog! I had a quick question in which I'd like to ask if you do not mind.
I was curious to know how you center yourself and clear your head before writing.
I've had difficulty clearing my thoughts in getting my thoughts out there.
I truly do enjoy writing but it just seems like the first 10 to 15
minutes are generally wasted simply just trying to figure out
how to begin. Any recommendations or hints? Cheers!
lurlenehogarth.hatenablog.com
جمعه 22 اردیبهشت 1396 07:15 ق.ظ
Hi there just wanted to give you a quick heads up and let you know a few
of the images aren't loading correctly. I'm not sure why but I think its a linking issue.
I've tried it in two different web browsers and both show the same
results.
خاطره
دوشنبه 16 آذر 1394 04:35 ب.ظ
سلام
فقط چند روزه وبلاگم رو راه اندازی کردم ، موضوع وبلاگ من یکم اختصاصیه ، یعنی فقط با وبلاگ های پر محتوا مثل وبلاگ تو تبادل لینک می کنم . اینجوری هم بازدید تو زیاد میشه و هم بازدید من.

ممنون میشم یه سر بزنی و باهام تبادل لینک کنی
پاسخ M S.J : سلام ممنون از شما.
راهنمای تبدیل وبلاگ به وب سایت
دوشنبه 16 آذر 1394 04:08 ب.ظ
من مدیر سایت لینوکس وب با بازدید بسیار بالا هستم و از اکثر وبلاگ نویسان دعوت میکنم که به وب سایت من سر بزنن پیشنهاد فوق العاده و باور نکردنی براشون دارم به امید دیدار
پاسخ M S.J : از وبسایتتون بازدید کردم و ممنون از پیشنهادتون.
موفق باشین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر